آمار کل کتابها
پديدآورندگان
کتاب هاي برگزيده
کتاب هاي تشويقي
گزارشها و سخنرانیها
متن لوح تقدیر
نمونه تنديس
پوسترها و کارتها
عکس
فیلم

 

گزارش مراسم معرفی کتب برگزیده و تجلیل از پدید آورندگان آنها

 

مراسم سومین دورۀ معرفی کتب برگزیده سال 1364 با حضور حجت الاسلام والمسلمین سید علی خامنه ای رئیس جمهوری و حجت الاسلام سید محمد خاتمی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی عصر روز شنبه 19/11/64 در تالار وحدت برگزار شد.
در ابتدای این مراسم که جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی، گروهی از میهمانان خارجی دهۀ فجر، اساتید و فضلای حوزه های علمیه و دانشگاه و جمعی از نویسندگان و مسئولین کشورشرکت داشتند، ضمن قرائت آیاتی از کلام الله مجید و اجرای سرود، وزیر ارشاد اسلامی طی سخنان مبسوطی به بیان فرهنگ و وضع کتاب در سالهای گذشته پرداخت.
آنگاه چگونگی اجرای طرح کتاب در دوره سوم توسط یکی از مسئولین اداره کل تبلیغات و انتشارات عرضه شد و در ادامه کتب برگزیده سال معرفی گردید و پدید آورندگان آنها لوحه تقدیر ریاست جمهوری را از دست رئیس جمهور دریافت نمودند. درپایان ،آقای رئیس جمهور دربارۀ مقام علم و فرهنگ دراسلام و جمهوری اسلامی و وظایف دانشمندان و مسئولان امور فرهنگی بیاناتی ایراد کردند.
متن سخنان جحة الاسلام خاتمی و نیز بیانات حجة الاسلام والمسلمین در پی می آید.
 

        سخنراني

 حجة الاسلام خاتمی

 وزیر ارشاد اسلامی
 

بسم الله الرحمن الرحیم

ضمن عرض خیر مقدم به حضار محترم، خواهران و برادران عزیز حاضر در جلسه و شخصیتهای فرهنگی، سیاسی حاضر و میهمانان خارجی جمهوری اسلامی ایران و همچنین تشکر از حضور مقام محترم ریاست جمهوری، چند نکته را خدمت حضار محترم عرض می کنم.
محققان و متعبدان در تاریخ تمدن بشری برای تمدن اسلامی برجستگی خاصی قائلند. از بستر تمدن اسلامی، اندیش های بلند فلسفی، کلامی و علمی سر بر آورده است. عالمان و متفکران دنیای اسلام، مؤسسان رشته هایی از علوم و توسعه دهندگان رشته های دیگر آن بوده اند. تمدن اسلامی تداعی کننده کتابخانه های بزرگ و شگفت انگیز ، حوزه های علمی وسیع، دارالتعلیمها، نظامیها و محققان و اندیشمندان وتلاش وسیع و عمیق فکری است. اینهمه به برکت پرتو کمرنگی از معارف و آموزشهای دین مبین اسلام است که ازورای پرده های ضخیم و ظلمت آلود حاکمان ظالمی که قدرت را در دنیای اسلام غصب کرده اند و بر سرنوشت مسلمانان حاکم شده اند، بر روح و جان جامعه اسلامی ما تابیده است.
بدون شک، اگر اسلام آنچنان که خدا و رسول خدا خواسته بودند و آنچنان که درصدر اسلام تحقق یافت، همان گونه ادامه می یافت و اگر حکومت همچنان در وصف حقیقت، تقوا و کمال جویی که جوهره اسلام است می ماند، امروز تمدن اسلامی بسیار برجسته تر از آن بود که ما در تاریخ سراغ داریم؛ بلکه عالم وآدم سرنوشتی دیگر داشت.
امروز هر چند که علم معاش رشد عظیم و غول آسایی یافته است، مع الاسف به خاطر دنیازدگی انسان و خلود او در زمین و پای بندی او در ماده و شهوت، اولا انسان روزگار ما خود را فراموش کرده و از حقیقت غافل مانده است.
ثانیاً، در آن قسمت نیز که رشد کرده است، به خاطر سلطه حکومتهای جهان خوار جبار، توسعه طلب و ستمگر، اولا، همه دستاوردها در اختیار همه مردم قرار نمی گیرد و گروهی اندک و محدود از پیشرفتهای فکر بشری بهره می گیرند.
ثانیاً، به خاطر ماده انگاری و سطحی نگری بشر، حتی پیشرفت او در شاخه هایی از دانش، مصیبتها و مشکلاتی را نیز برای بشر در برداشته است.
تکنولوژی به عنوان محصول دانش جدید، امروز دیگر ابزاری برای برآورده شدن نیازهای طبیعی انسان نیست، که خود رقیبی زورمند و زورگو نسبت به طبیعت است. امروز انسان مصحوب تکنولوژی است، نه صاحب آن؛ و نیز به خاطر تصرف بی حساب ونابسامان تکنولوژی درطبیعت، تعادل حیاتی در صحنه زندگی طبیعی بهم خورده است.
با کمال تأسف امروز هنگامی که از پیشرفت سخن گفته می شود منظور قدرت تخریب بیشتر و در نهایت توان پاسخ گویی به نیازهای برخاسته از تن است، البته برای عده ای محدود؛ و هنگامی که از آزادی سخن گفته می شود ، مراد بردگی طرف است و بی حساب تن به فرمان هوس سپردن؛ و هنکامی که از انسان مداری و انسانیت سخن گفته می شود، منظور تمنیات و تجلیات دنیایی وجود آدمی است؛ و یک سره در چنین دنیایی، شأن ملکوتی انسان که جوهر انسان است و انسانیت انسان بدان است، فراموش می شود و یا به شدت مورد کم لطفی است و دراین میان، انقلاب اسلامی ایران که تجدید عهد با اسلام و خدا و رسول خدا می باشد، مفتخر است. از جمله دستاوزدهای فرهنگی انقلاب اسلامی ، برگزاری مراسم کتاب سال است و این جریان، نه یک تصادف و نه از سر تفنن، بلکه به مقتضای همین عهدی است که در اسلام نهفته است و مقام و منزلتی است که دانش و تحقیق و کتاب در اسلام راستین دارد.
ما امروز حرفهای زیادی داریم که باید به جهانیان بگوئیم و جهانیان هم نیازمند شنیدن این حرفها هستند. امروز دیگر اسلام یک نظام ذهنی نیست که به مصاف سایر مکتبهای ذهنی برود. امروز، اسلام یک نظام سیاسی و اجتماعی است که در خارج تحقق یافته و کل نظامات مدعی تأمین سعادت بشر را به مبارزه طلبیده است.
حوزه های علمیه ما، امروز تنها رسالت پاسخگویی به اشکالات کلامی و فلسفی دیگران را ندارند، که رسالت پاسخگویی به نیاز انسان برای ایجاد یک زندگی در خور انسان را دارند. در این زمینه، رسالت حوزه های علمیه ما پر کردن خلاهایی است که در اثر تسلط صدها ساله طاغوت بر سر نوشت مسلمانان و همچنین همه مجامع علمی و فرهنگی ما، دانشگاههای ما و دارالتحقیق های ما ایجاد شده است. امروز ما انقلابی کرده ایم که در سایه آن می خواهیم آزاد و مستقل زندگی کنیم و مستقل زندگی کردن لازمه اش این است که ما به علم و تجارب فکری علمی بشری دست یابیم، نه اینکه مصرف کننده کالاهای ساخته شده آنها باشیم؛ و دانشگاهیان و محققان ما دراین زمینه نقش و رسالت سنگینی دارند. امروز ما نیازمند تربیت انسانی نو هسیتم. انقلاب ما، درمردم ما حالی نوپدید آورده است. بر پایه حال و هوای نو، باید انسان نو تربیت کرد تا انسان نو، جهانی نو را که درخور انسان بنده خداست، به او عرضه بدارد. درباب مسائلی که در مورد کتاب می باشد، نه دراینجا مجال تفسیر زیاد است که انشاءالله درجایی دیگر و جاهای دیگر در این زمینه بحث خواهد شد و نه می خواهم وقت عزیزان را بگیرم.
من در اینجا به اجمال آماری را خدمت شما عزیزان عرض می کنم تا تحصیل این آمارها بماند برای موقعی دیگر.
عناوین کتب منتشره در سال 1355 و 2777 و در سال 1363 ، 6376 عنوان.
تیراژ کتب منتشره در سال55، شش میلیون و چهارصد و هشتادو پنج هزار و در سال 63، چهل و دو میلیون و هشت صد و سی و دو هزار.
جمع کتب بررسی شده در سال 62 برای دومین دوره کتاب سال، در تألیف 736 عنوان و در سال63 ، 921 عنوان یعنی کتابهایی که در سال قبل چاپ شده، فقط مورد بررسی قرار می گیرد.
سال 62 کتابهایی که درسال 61 برای اولین بار منتشر شده و سال 1363، کتابهایی که در سال 62 منتشر شده است.
ترجمه درسال 62، 547 عنوان، در سال 63، 724 عنوان.
تصحیح در سال62، 32 عنوان، در سال 63، 216 عنوان.
جمعاً در سال 62، 1315 عنوان مورد بررسی قرار گرفته و درسال 63 ، 1861 عنوان.
مقایسه کتبی که در سال 62 و 63 به عنوان کتاب سال برگزیده شده اند:
در تألیف، در سال 62، 7 مورد و درسال63، 8 مورد.
در ترجمه درسال 62 ، 9مورد و متأسفانه در 63 ،8 مورد.
تصحیح، درسال 62، 3 مورد ، درسال 63، 3مورد.
علوم و معارف اسلامی، درسال 62، 6مورد، در سال63 ، 4مورد.
علوم و فنون، درسال 62، 7 مورد، درسال 63، 7 مورد.
ادبیات هنر در سال62 ، 2 مورد در سال 63 ، 5 مورد.
تاریخ، در سال 62 ، 2مورد، درسال63، 1 مورد.
مباحث اجتماعی و سیاسی، در سال 62، 1مورد، درسال 63، نداشته ایم.
فلسفه، درسال 62، 1مورد، درسال 63 نبوده است.
اقتصاد، درسال 62و 63 کتاب برگزیده نداشته ایم.
جمعاً در سال 62، 19 مورد کتاب برگزیده شده است و در سال63، 17 مورد و این درحالی است که تعداد عناوین کتب منتشره در ورای سال 63 بیشتر بوده است.
امیدوارم با شناختی که در پرتو برگزاری همین مراسم کتاب سال پیدا می کنیم و واقعاً یکی از دستاوردهای ارزنده این مراسم، دستیابی به کارنامه فرهنگ مکتوب جامعه و شناسایی نقاط قوت و ضعف است خداوند به همه محققان و مؤلفان و به همه دست اندرکاران و مسئولان توفیق بدهد که نقاط قوت را در سالهای آینده بیشتر بکنند و ضعفها را نیز برطرف بفرمایند. با عرض معذرت. 

 والسلام علیکم و رحمةالله و برکاته

 

                   سخنراني

حجة الاسلام و المسلمین خامنه ای

    رئیس جمهوری اسلامی ایران
 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

خیلی از حضور در این جلسه که یکی از مناسبترین و شیرین ترین جلسات در ایام دهۀ فجر انقلاب اسلامی است، خوشحالم و در جمع مؤلفین و صاحب نظران، دانشمندان، و صاحبان چهره در علوم، فنون و هنر و ادب، احساس آسایش و احساس افتخار و سر بلندی می کنم. البته برای شما عزیزان، خواهران و برادران که صاحب نظر در مسائل فرهنگی جامعه ما هستید، طرح تازه ای و حرف زیادی ندارم و شما خودتان به اهمیت مسئله فرهنگ در جامعه نوزاد اسلامی ما به طور کامل واقف هستید. من فقط یک نکته کوتاه را عرض می کنم که از آن نکته شاید بتوانیم نتیجه بگیریم که همه و همه باید جد و تلاشمان را در این راه بیشتر کنیم؛ و آن این است که ملتهای مسلمان و مشرق، تقریباً 200 سال است که آهنگ انحطاطشان آغاز شده و ملتهای اسلامی که بخصوص انحطاطشان به معنای بی رمق شدن اندیشۀ اسلامی در میان آنها است، سابقه اش خیلی بیش از اینهاست.
اما سیلی حقیقی را ملتهای ما، در این 100 سال اخیر خورده اند که اروپا احساس کرد که باید از زیبائی ملتهای عقب مانده جلوگیری بکند. تمدن صتعتی یک امپراطوری به وجود آورد و امپراطوری نمی توانست با ملتهای بیدار و کشورهای شکوفنده و تمدنها و فرهنگهای زنده به خوبی سر کند. امپراطوری مرکز و کانون قدرتی دارد که باید همه چیز، از فرهنگ، عادات، انگیزه ها، دانشها، ثروت و خلاصه شئون و رنگهای زندگی، از آنجا به اذناب و سیارات آن مرکز ثابت بشود و بتراود. بدون این، امپراطوری نخواهد ماند. بر اساس این فکر، یک تهاجم فرهنگی را به شکل جدیدی شروع کرد. این تهاجم فرهنگی، وضع را دگرگون کرد. درست است که ما در دوران طولانی سلطنت های ایرانی در دو سه قرن اخیر و هنچنین مانند ما بسیار از کشورهای اسلامی دیگر، دچار فشارهای گوناگون سیاسی، اقتصادی و نظامی بوده ایم، اما هچوقت احساس نمی کردیم که فرهنگ ما، میراث فرهنگی دیرین ما روی گوشمان سنگینی کند، تا وقتی که این تهاجم فرهنگی غرب به سمت کشورهای جهان سوم و کشورهای اسلامی به طور خاص آغاز شد. وقتی این تهاجم شروع شد ،ملتهای اسلامی احساس کردند که از فرهنگ خودشان باید ببرند. متفکران و روشنفکران این کشورها احساس کردند که مایه ننگی در بخشی از عناصر فرهنگی بر دوش آنها سنگینی می کند و سعی کرده اند این مایه ننگ را کنار بگذارند. ما نمونه اش را در ایران، هند، مصر داریم و اینها مراکز عمده فرهنگ اسلامی است. آن بخشی که روشنفکران اصرار می کردند که ما باید کنار بگذاریم، بسته به انصاف وسلیقه آنها متفاوت بود.
یک جا مثل هند، سید احمد خانی پیدا می شد و معتقد بود که ما باید به طور کلی، آیات قرآن و نظرات اسلامی را با دانش جدید تطبیق کنیم، و الاّ آنها را مطرح نکنیم.
یک جا مثل ایران، کسانی پیدا می شده اند که صریحاً می گفتند از فرق سر تا نوک پا فرنگی بشویم. در مصر، در عالم ادبیات و هنر، نویسندگانی پیدا میشدند و معتقد بودند که باید تمام آثار سبک قدیمی شعر عربی را ما دور بریزیم و فقط شعر به سبک اروپائی بگوئیم و البته کسانی هم بودند که به این تندی و غلظت حرق نمی زدند، اما این بیماری در کشورهای شرقی رواج پیدا کرد که ما باید از فرهنگ خودمان ببریم تا بتوانیم پیش برویم. ما یک چنین دورانی را پشت سر گذاشتیم. ما بلند شده از بستر چنین بیماری مهلکی هستیم که دهها سال هم طول کشید و ما در ایران نشانه ها و آثار آن را در زندگی مردمان مشاهده کردیم. این تفکر که ایرانی باید فرنگی بشود تا بتواند روی پای خودش بایستد و باید فرهنگ، آداب، تمدن، دین و رسوم خودش را رها بکند، متأسفانه سالیان درازی بر کشور ما حکمفرما بود و تا اعماق و زوایای ذهن بخشی از قشرهای اجتماع ما نفوذ کرد. کسانی می توانستند اسلامی فکر نکنند، می توانستند خیلی نو فکر کنند اما لازمۀ این کار، رها کردن فرهنگ دیرینی بود که قرنهای متمادی، میلیونها عنوان کتاب، شعر، هنر و اثر علمی به دنیا عرضه کرده است.
البته من، همین جا خوب است که از آن روشنفکران اسلام گرای واقع بین درست اندیشی که همواره در مقابل این موج مقاومت کرده اند یاد کنم و بخصوص از متفکر بزرگ اسلام، مرحوم اقبال پاکستانی لاهوری همان زمان که تقی زاده اینجا می گفت که ما باید سرتاپایمان را فرنگی کنیم، او در مقابل این فکر با تمام وجود ایستاده بود. او هم تحصیلکرده غرب بود و با تمدن و فرهنگ غرب آمیخته شده بود و با چند زبان آشنا بود. او هم دانش و فلسفه را بطور دقیق در شرق و غرب خوانده و فهمیده بود. او درمقابل این فکر ایستاد؛ بصورت قوی هم ایستاد و در جاوید نامه اقبال، من (بعد از آن که چند هفته پیش توفیق پیدا کردم و به زیارت مزار این متفکر، فیلسوف و عارف بزرگ و شاعر ارزشمند اسلام رفتم و از نزدیک آن بارگاه معنوی و روحانی را دیدم)، سابق دیده بودم، باز شوقی پیدا کردم و این روزها دارم جاویدنامه را نگاه می کنم، اقبال چه انسان بزرگی بود لابد معتقدیم که قوت مغرب از بی دینی او نیست، از اینکه خط لاتین دارد نیست، از آنکه غرق در شهوات است نیست، و ملت اسلام نباید دین، آداب، و رسوم و فرهنگ غنی و ارزشمندشان را رها کنند، و به طمع و خیال خامی که می توانند بدینوسیله به آن پیشرفت برسند، آن پیشرفت اسباب و علل دیگری دارد. اینکه ما درمیان روشنفکران معروف ایران، مصر، هند و بعضی از کشورهای دیگر دیدیم، یک هزیمت فرهنگی است، یک شکست و گریز وحشتناک و ننگین معنوی است. یک ملت وقتی که این شکست را پیدا کرد، دیگر در میدانهای دیگر مقاومتش امکان پذیر نیست.
انقلاب ما، در معنا یک انقلاب فرهنگی است؛ بازگشت به یک فرهنگ اصیل اسلامی است. احیای مبانی قرآنی است. زنده کردن هویت جامعه اسلامی و الهی برای این مردم، یک تحول فرهنگی است. ما تحول اقتصادی، اجتماعی و سیاسی را ناشی از تحول فرهنگی می دانیم. بینش به مبانی اسلام اگر در مردم ما نبود، این انقلاب به وجود نمی آمد. این انقلاب ناشی از احساسات و خشم کور و بی معنا نبود. ناشی از یک درک و آگاهی بود و بهمین جهت بود که توانست این خیل عظیم انسانها را به خودش جذب کند. در انقلابات دیگر اینطور نبود. در کشورهایی که انقلاب مردمی بود و در میان مردم بوده، این مقاومت و پایداری و استقامت را مشاهده نمی کنیم، اینجا هم کما مردم به عنوان سپاهیان انقلاب درتمام مراحل این انقلاب شرکت کردند و هم درهمین راه صحیح ماندند. این عمق آزادی را نشان می دهد که انقلاب را به این مردم تعلیم داد. علت هم این بود که یک تحول فرهنگی در آنها بوجود آمده بود. تصحیح نگرش نسبت به زندگی، مرگ، دین، انسان محبوبیت اجتماعی، نقش انسان درباز آفرینی عالم و ... یک چنین تحول عمیقی در انسانها به وجود آمده بود و همین مردمی که یک روز باور کرده بودند که هر چه از غرب می آید، بدون قید و شرط خوب است باور کرده بودند که ایرانی نمی تواند، نمی گفتند چه چیز را نمی توانیم، می گفتند نمی توانیم در صنعت، فن، هنر و ادبیات، علم و ورزش، و هیچ چیز دیگری پیشرفت کنیم. همین مردم تبدیل شدند به آن انسان هایی که در مقابل همه تعرضهای جهانی با این قدرت و مقاومت ایستاده اند.
این تحول فرهنگی است. این تحول فرهنگی است که تحول سیاسی را در جامعه به وجود آورده و اگر ما بتوانیم این تحول و عمق بینش اسلامی را در دلها تقویت کنیم، تحول اجتماعی و اقتصادی، عمیقتر، پیراسته تر و پالوده تر از ناپاکیها و ناخالصیها خواهد شد؛ و اگر عیبی در ما هست، به خاطر این است که در تحول فرهنگی ما نقصی وجود داشته و این تحول به طور کامل انجام نشده است. اگر این تحول کامل بشود، در جامعه همه چیز بر روال صحیح قرار خواهد گرفت. آنوقت است که اخلاق حاکم و عدل مستقر خواهد شد. صلح به معنای حقیقی خودش در جامعه جایگزین خواهد شد. ما باید این تحول فرهنگی را تعمیق کنیم و اساسی ترین گام در تحول فرهنگی این است که ما آن شکست قبل را جبران کنیم، یعنی به خودمان و به مردم بقبولانیم که میتوانیم. این کاری است که شما عزیزان و برادران و خواهرن ارجمند انجام داده اید، یعنی مطالعه نمودن، نوشتن و تحقیق کردن و این یک گام بلند دراین راه است. ما امروز به این احتیاج داریم. ملت، کشور و تاریخ ما به آن احتیاج دارد. تعمیق حرکت فرهنگی، تضمین کننده استمرار حرکت تکاملی، اجتماعی، اقتصادی، اخلاقی و غیره است.
ما بایستی این حرکت فرهنگی را در تمام ابعادش تقویت کنیم و گم اولش هم همین است که معتقد باشیم می توانیم.
بنابراین محققین، مؤلفین، مترجمین، مصححین، تعلیقه نویسان و انتقاد کنندگان محترمی که این کتابها و آثار را فراهم آورده اند، واقعاً خدمت کرده اند و ارزش آفریده اند و این درست همان انفاق حقیقی است که نیاز زمان را بر آورده می کند و خلأ زمان را پر می کند. خوشبختانه آمارهایی که جناب آقای خاتمی از تعداد عنوانهای کتب منتشر شده و همچنین تعداد تیراژ این کتب به ما داده اند، آمار بسیار خوب و امید بخشی بود، اما اگر بخواهیم این نما را پر مغز کنیم، باید مولفین، محققین و مغزهای متفکرکار کنند و این کار بایستی مستمر باشد و امیدواریم که خدای متعال به شما توفیق بدهد که بتوانید این کار را استمرار ببخشید و همچنین به برادران عزیز در وزارت ارشاد و وزیر محترم ارشاد، جناب آقای خاتمی کراراً توفیق بدهد که بتوانند باز هم این راه را ادامه بدهند.
خیلی متشکر از همۀ عزیزان دست اندرکار و برگزار کننده این مراسم و همچنین تهیه کنندگان.

 والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته.

 

 

گزارش مراسم اهدای لوحه های یادبود و هدایای

وزارت ارشاد اسلامی

به پدیدآورندگان کتابهاي برگزیده

مراسم اهدای جوایز برندگان کتاب سال جمهوری اسلامی پیش از ظهر روز 3/6/65 با حضور حجة الاسلام سید محمد خاتمی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، نویسندگان کتابهای برگزیده سال و مسئولین وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در محل این وزارتخانه برگزار شد.
دراین مراسم، پس از تلاوت آیاتی از قرآن مجید، حجج اسلام آقایان خاتمی و مصباح و سپس صباح زنگنه معاون فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی مطالبی ایراد داشتند که در صفحات آتی درج شده است و در پایان مراسم، جوایز برندگان توسط حجة الاسلام خاتمی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی به برندگان اهدا گردید.
 

متن سخنان آقای صباح زنگنه

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

با تشکراز همه عزیزان اندیشمند و صاحبان قلم که تشریف آورده اند و با تبریک عید سعید غدیر خم به همه شما. مدتی در فکر بودیم که عزیزان را زیارت کنیم، و در پی بهانه ای بودیم تا هم دیداری تازه کنیم و هم از وجودشان استفاده کنیم این بهانه بالاخره به مناسبت عید سعید غدیر فراهم شد. امیدواریم که در این محفل فرهنگی از زحمات شما عزیزان قدردانی و از حضورتان تشکر شود. واضح است که کتاب سال فعالیتی است که می تواند در جهت پربارتر کردن برنامه ها و فعالیتهای فرهنگی درسطح کشور تلقی شود.
مراد بیشتر این است که ما بتوانیم از طریق انتخاب کتاب سال، نقاط قوت وضعف فعالیتهای فرهنگی را شناسائی کنیم و با توجه به وجود مایه های ارزنده در سطح کشور، بین مؤلفان، محققان و شخصیتهای فرهنگی، مطمئن هستیم که با عرضۀ کارنامه فرهنگی کشور _ فرهنگ مکتوب _ صاحبان درد و صاحبان علت درهمین جامعه به پا خواهند خاست و در راه رفع نواقص و کمبودها اقدام خواهند کرد.
عرضه کارنامه فرهنگی کشور کمک می کند تا بتوانیم برای آینده جامعه خود فکری بکنیم و در واقع جامعه را به مسیری که باید در آن قرار بگیرد، هدایت کنیم. ما معتقد نیستیم که خود دولت اقدام به تألیف ونشر و ترجمه و تحقیق در زمینه های گوناگون بکند، ما معتقد هستیم این اندیشمند جامعه است که با آگاهی و با توجه به دردمندی جامعه، این ضعفها را بر طرف خواهد کرد و در واقع ما در اینجا صرفاً خدمتگزار این بخش از فعالیتهای جامعه هستیم.
 

متن سخنرانی حجة الاسلام خاتمی


بسم الله الرحمن الرحیم

ضمن تبریک عید سعید غدیر خم که روز ولایت و روز اعلام حقانیت امیرالمؤمنین (ع) برای حکومت در جامعه بشری و روز فضیلت و تقوی و علم و آگاهی است، از اینکه در جمع شما عزیزان که سرمایه های ارزنده معنوی و فکری این جامعه و این امت هستید، حضور دارم، خوشوقتم و امیدوارم که همیشه به عنوان یک خدمتگزار کوچک درخدمت علم و فرهنگ ودانش باشم الحمدا... به یاری خداوند و به همت خود اهل فکر و فرهنگ و تحقیق در این مملکت، چند دوره انتخاب کتاب سال برگزار شده و استقبال محققان و نویسندگان و اندیشمندان از این جریان پر بار فرهنگی حرکت تازه ای را در سطح فرهنگ مکتوب جامعه ما ایجاد کرده است. البته رسالت وزارت ارشاد اسلامی اینست که بستر مناسبی برای جوانب فکر و فرهنگ در جامعه ایجاد کند و اگر موفق به انجام این کار بشود، وظیفه خود را خوب انجام داده است. کار اصلی را اهل علم و اهل قلم و اهل دانش انجام می دهند و آنچه که ماندنی است، اثر آنهاست. بنابراین در این زمینه هم اگر افتخاری هست، در درجه اول متعلق به خود شما و دیگر عزیزانی است که در سراسر مملکت و درمؤسسات علمی و فرهنگی مملکت تلاش مقدس فکری، تحقیقی و پژوهشی دارند.
من زیاد مزاحم نمی شوم، چون همان طور که برادر عزیزمان، جناب آقای زنگنه فرمودند، این گردهمایی بیشتر برای این بود که یکبار دیگر ما عرض ادبی خدمت خواهران و برادران عزیزمان کرده باشیم و از خداوند بخواهیم که در این خدمت بزرگ انسانی و اسلامی توفیق بیشتری داشته باشید. والسلام علیکم و رحمه ا...
 

متن سخنان حجت الاسلام مصباح

 

بسم الله الرّحمن الرّحیم

برای هر جامعه انسانی، مسئله دانش و فرهنگ از مسائل اولیه است که صرف نظر از اینکه یک جامعۀ دینی یا غیر دینی و یا حتی ضد دینی باشد، بیشترین اولویت ها را باید به آن داد.
بهر حال، علم کلید ترقی و تعالی مادی و معنوی همه جوامع بشری است، ولی کشورمان بخصوص در این شرایط، احتیاج به یک حرکت پر شتاب فرهنگی در ابعاد مختلف دارد.
در همه جوامع، مسئله علم اهمیت فوق العاده ای دارد، بخصوص برای مملکت ما به خاطر اینکه فلسفه این انقلاب فرهنگ اسلام بود و این واقعیتی است که نقش دین در پیدایش این انقلاب، نقش عظیمی داشت، یعنی اگر جامعۀ ما یک جامعه متدین، خداپرست، خداشناس و بخصوص شیعه نمی بود، چنین انقلابی به وجود نمی آمد.
اساس این انقلاب، فرهنگ اسلامی است. آن نیرویی که این انقلاب را به وجود آورد و می بایست باشد تا این انقلاب باقی باشد و می بایست تقویت بشود تا این انقلاب گسترش پیدا بکند، اسلام است.
این فکر را باید در جامعه گسترش داد که اگر تحقیقات علمی نباشد و اگر برنامه ریزی برای آینده علم نباشد، همیشه ما عقب خواهیم بود و تلاشهائی که در این چند ساله شده و برنامه هائی که کم و بیش دولت دارد وامکان اجرای آن را داراست، همه برای پر کردن خلاءهای گذشته است. ما قدمی به پیش برنداشته ایم و شاید اگر دولت با تمام نیرویش تلاش بکند و مردم هم همکاری لازم را بکنند، شاید تا ده سال دیگر بتوانیم چاله های گذشته را پر کنیم. ولی دنیا همچنان در رشته های مختلف علمی به پیش می رود؛ آنها صبر نمی کنند که ما خودمان را به آنها برسانیم؛ آنها هیچ وقت نمی خواهند که ما به آنها برسیم، پس اگر برنامه ریزی صحیحی برای پیشرفت نداشته باشیم، همیشه عقب خواهیم بود.
بنابراین باید طرح جامعی برای جهش فرهنگی تهیه شود و من به برادر عزیزمان جناب آقای خاتمی پیشنهاد می کنم، طرحی برای همکاری نیروهای دانشمند متعهد این کشور درسطوح مختلف، با تخصصهای مختلف تهیه شود تا یک طرح جامع فرهنگی برای کل حرکتهای فرهنگی که می بایست در ده سال، بیست سال تا پنجاه سال آینده انجام بگیرد، ریخته شود.


کد:38

 
 
   
استفاده تجاري از اطلاعات اين سايت منوط به اخذ مجوز رسمي از خانه كتاب است.
copyright khaneh ketab (iran book house) 1995-2007